تبلیغات
پایگاه خبری بیداری نیوز - مطالب متفرقه

پایگاه خبری بیداری نیوز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

جعبه حدیث

موضوع: متفرقه -
یک کودک ۸ ساله توسط کودک هم سن و سال خود که سلاح سرد حمل می کرد، در پارک محله ای "ناز" در محله سخیریه از محلات مرکزی شهر اهواز کشته شد.
 
به گزارش جهان به نقل از آژانس خبری خوزستان (خوزنا)، کودک ۸ ساله ای به نام میم . دال ساکن محله سخیریه اهواز، در هفته اول آبان سال جاری در مسیر بازگشت از مدرسه به خانه، در پارک محله ای "ناز" با یک کودک هم سن و سال خود دچار اختلاف ساده و کودکانه شده، دو کودک با یکدیگر گلاویز می شوند و در کمال ناباوری، کودک طرف دعوا یک عدد تیزبر (تیغ موکت بری) از جیب خود درآورده و با ضربه زدن به گلوی طرف مقابل، شاهرگ وی را قطع نموده و وی را به قتل می رساند.
 
مسئولان خوزستانی تا کنون درباره این حادثه سکوت کرده اند. ۴ ماه پیش هم یک نوجوان ۱۲ ساله که سلاح سرد حمل می کرد، در جریان یک دعوای ساده در کوی نیروی اهواز یکی از هسن وسالانش را از پای درآورد ولی هیچ اقدامی برای آسییب شناسی آن و فرهنگ سازی در این باره و ارائه آموزشهای لازم به خانواده ها صورت نگرفت. در حادثه قتل کودک ۸ ساله اهوازی هم فقدان اطلاع رسانی شفاف، مشهود است. در نبود اطلاع رسانی رسمی و شفاف از سوی مقامات مسئولان، برخی خبرهای تایید نشده در سطح شهر اهواز بیانگر این است که ضارب ۵ یا ۶ سال داشته است و در محافل غیر رسمی سخن از تحلیل جرم شناختی "پدیده قاتل ۵ ساله" به میان آمده است! پیش از این کارشناسان مستقل درباره خطرات شیوع روزافزون حمل سلاح سرد و گرم توسط نوجوانان در اهواز هشدار داده بودند. بی توجهی به این هشدارها، اکنون "پدیده حمل سلاح سرد" را به گروه سنی کودکان کشانده است. 'گفتنی است به گفته جرم شناسان، "حد اشباع جرم" در خوزستان، بیشترین سطح را در میان استانهای کشور داراست


نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1390

اوج: پلیس اصفهان به کسانی که به صورت داوطلبانه تجهیزات ماهواره ای خود را تحویل دهند، گیرنده دیجیتالی ۱۵ کاناله تلویزیون هدیه می دهد.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به رویکرد فرهنگی پلیس اصفهان در جمع آوری تجهیزات دریافت از ماهواره اظهار داشت: اعطای رایگان گیرنده های دیجیتالی تلویزیون که با پیشنهاد این فرماندهی و همکاری صدا و سیمای مرکز استان و قرارگاه جنگ نرم استانداری به اجرا گذاشته است، گام موثری در جلوگیری از ترویج فرهنگ منحط غربی خواهد بود.

سرتیپ حسن کرمی افزود: نگرش پلیس این است که پس از اجرای موفقیت آمیز طرح جمع آوری گیرنده های ماهواره ای و برخورد با استفاده کنندگان و توزیع کنندگان و با توجه به راه اندازی شبکه های متنوع دیجیتالی توسط صدا و سیما جایگزین مناسبی برای کسب اطلاع از اخبار و رویدادهای جهان و مشاهده برنامه های آموزنده فراهم شود.

کرمی اظهار داشت: با توجه به درصد بالای استفاده از گیرنده های ماهواره ای در سطح استان، وجود کارگاه های تولید تجهیزات ماهواره ای و حجم وسیع قاچاق این قطعات و تجهیزات، کمیته ای به منظور مقابله نرم افزاری و سخت افزاری با عوارض سوء سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی در سطح استان اصفهان تشکیل شد.

وی اضافه کرد: اطلاع رسانی از طریق رسانه های عمومی، تلاش برای ارتقای فرهنگ استفاده از رسانه، تهیه و توزیع بروشور، جمع آوری بشقاب و گیرنده ها و مبارزه جدی با تهیه و توزیع کنندگان این تجهیزات از مهمترین تصمیمات این کمیته است.



نوشته شده در شنبه 14 آبان 1390

مثل هر روز توقف کوتاهی می‌کنم تا نگاهی گذرا به تیتر اخبار بیندازم، جز من چند نفر دیگر هم در مقابل کیوسک روزنامه‌فروشی ایستاده‌اند. ناخودآگاه توجهم جلب رفتار دو نفر کناری‌ می‌شود. تیتر روزنامه‌های ورزشی را با صدای بلند می‌خوانند. در همین حین، یکی‌شان سوالی از دیگری می‌پرسد و آن یکی، پس از کمی «مِنُّ و مِن» در گوش او چیزی پچ پچ می‌کند. شنونده شدیداً جا می‌خورد، اول با ادای جملاتی کوتاه و شکسته، سعی می‌کند از آنچه شنیده مطمئن شود. بعد از اطمینان سرش را به نشانه تاسف تکان می‌دهد و مدام اظهار تعجب می‌کند. از شنیدن برخی کلمات در می‌یابم که در باب حرکت زننده دو بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس صحبت می‌کنند.


چند جای دیگر هم تجربه‌های مشابهی پیش می‌آید؛ یک نفر بی‌خبر از همه جا، از دیگران، در مورد این اتفاق می‌پرسد و دیگران از فرط خجالت، سکوت می‌کنند. اما همین اتفاقی که در جمع‌های چندنفره دوستانه و خانوادگی، نمی‌توان در موردش صحبت کرد،‌ خیلی راحت از فراگیرترین رسانه کشور پخش می‌شود؛ آنهم نه یکبار و دوبار که چندین و چند بار و به انحاء مختلف.


غیرپاسخگوترین رسانه کشور، گاهی غیرمنتظره‌ترین کارها را می‌کند. رسانه‌ای که از فرط تنگ‌نظری روز به روز بر تعداد مجریان و بازیگران ممنوع‌التصویرش افزوده می‌شود، گاهی چنان طرفدار شفافیت در اطلاع رسانی می‌شود و آوانگارد رفتار می‌کند که آدمی انگشت حیرت به دهان می‌گزد. رسانه‌ای که یک روز مجری خود را بعد از کمی ناپرهیزی در انتقاد از مسئولان، چنان به تیر غیب گرفتار می‌کند که تامدت‌ها در قاب شیشه‌ای پیدایش نمی‌شود، در روز دیگر در جهت تحقق شفافیت و گردش آزاد اطلاعات(!)،حاضر می‌شود صحنه ادرارکردن یک بازیکن فوتبال در کنار زمین و یا حتی شوخی جنسی زننده دو بازیکن دیگر را در پربیننده‌ترین برنامه‌هایش پخش کند. آری، صداوسیما گاهی مرتکب غیرمنتظره‌ترین کار‌های ممکن می‌شود و این لابد دلیلی دارد.


پیش از پرداختن به دلیل این رفتار عجیب و غریب، توضیح در باب اتفاق اخیر ضروری است. اتفاق رخ داده در بازی دو تیم پرسپولیس و داماش گیلان، به قدری زشت و زننده هست که هیچ توضیح دیگری در مورد آن ضرورت نداشته باشد. اما این صحنه را چند نفر در ورزشگاه دیدند و چند نفر در اولین پخش تلویزیونی متوجه آن شدند؟ پاسخ روشن است. پیش از مانور رسانه‌ای صداوسیما بر روی این مسئله، نه در ورزشگاه و نه حتی در میان بینندگان تلویزیونی، خیلی‌ها متوجه این واقعه نشده بودند. اگر تلویزیون به این «صراحت» و البته «وقاحت»،‌ به این مسئله نمی‌پرداخت چه بسا که این اتفاق نامیمون اینگونه در سطح جامعه اشاعه نمی‌یافت و به چنین سطحی از فراگیری –حتی در سطح بین‌المللی- نمی‌رسید. نهایتاً موضوع در سطح حرف‌های درگوشی و غیر رسمی همان بینندگان محدودی که بار اول متوجه این اتفاق زننده شدند، می‌ماند و مخاطبان صحنه مورد نظر حداکثر به مخاطبان وبسایت‌هایی همچون فیس‌بوک و یوتیوب خلاصه می‌شد. قطع و یقین رسانه‌های مکتوب ورزشی هم اگر این رفتار صداوسیما را ندیده بودند، نمی‌توانستند به این صراحت و وسعت وارد این موضوع شوند.


اما چرا صداوسیما نباید این صحنه را نشان می‌داد؟ همه می‌دانند که یک رسانه، فارغ از قوانینی که باید رعایت کند، ملزم است به یک سری اصول مشخص تحت عنوان «اخلاق رسانه‌ای» ، پایبند باشد. اصولی که در اکثر رسانه‌های بی‌پروای جوامع سکولار هم رعایت می‌شود. جز کانال‌های غیراخلاقی که تکلیفشان روشن است، بعید است که هیچ رسانه معتبری در دنیا حاضر باشد،‌ آنچه تلویزیون ما پخش کرد را پخش کند. اگر هم رسانه معتبری به فرض محال، به پخش این چنین صحنه‌ای تن بدهد،‌ به پخش چندباره و پخش صحنه آهسته و آنالیز آن قطعاً تن نخواهد داد. معیار تشخیص شاخص‌های اخلاق رسانه‌ای اگر هم در مواردی مبهم باشد، در این ماجرا کاملا روشن و شفاف است؛ واقعه‌ای که مردم در جمع‌های خودمانی دوستانه و خانوادگی، از فرط شرم و حیا قادر به نقل آن نیستند،‌ حتما جزء خط قرمز‌های اخلاق رسانه‌ای است.


و اما سخن آخر؛ بالاتر اشاره شد که فراگیرترین رسانه‌ کشور، گاهی غیرمنتظره‌ترین کارها را می‌کند. اعضای شورای نظارت بر آن هم اگرچه از اجرای صمیمانه یک برنامه صبح‌گاهی رادیویی توسط یک مجری زن برمی‌آشوبند، اما به پخش یک شوخی زننده جنسی، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند. علت چیست؟ آیا صداوسیما طرفدار شفافیت است و اگر به او مجال دهند در مابقی عرصه‌ها نیز همچون فوتبال اینگونه بی‌پروا – و گاهاً بی‌اعتنا به اخلاق و ادب- عمل خواهد کرد؟ به هیچ منطقی‌ نمی‌توان به این سوال پاسخ مثبت داد، رسانه‌ای که پیشتر نشان داده از کنار خیلی از مسائل می‌تواند به راحتی و بی‌تفاوت بگذرد،‌ حتما از کنار مسائل چالشی فوتبال هم به همان راحتی می‌تواند بگذرد، حالا اگر نمی‌گذرد، خیلی بعید است که دلش برای شفافیت سوخته باشد و قلبش برای گردش آزاد اطلاعات بتپد، حداقل قرائن که اینگونه نشان می‌دهد. باید علت این رفتار دوگانه را در جای دیگری جست، حل این معما به عهده کارشناسان و صاحب‌نظران، اما اشارتی کوتاه به یک شائبه شاید بد نباشد؛ شاید برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران فرهنگی کشور، از اینکه مردم و خصوصاً جوانان سرگرم برخی حاشیه‌های کاذب باشند و کاری به کار معضلات جدی‌تر و اساسی‌تر نداشته باشند، خوش‌شان می‌آید و شاید راز ماندگاری چندین‌ساله برنامه‌ای همچون 90 -در عین جوانمرگ شدن خیلی از برنامه‌های چالشی دیگر در صداوسیما و تحمل نشدن خیلی از رسانه‌های منتقد خارج از صداوسیما- همین باشد و البته در خانه اگر کس است، همین یک حرف بس است.

راستی، تاپیش از این اتفاق و مانور رسانه‌ای سنگین بر روی آن،‌ یک ماجرای سه‌هزارمیلیاردی و چند موضوع مهم دیگر هم وجود داشت که رسانه‌ها به آن بپردازند، یادش به خیر...

 



نوشته شده در چهارشنبه 11 آبان 1390
موضوع: متفرقه -
» به نظر شما چرا مردم ایران نسبت به وقایع کشور بی تفاوت شده اند و واکنش نشان نمی دهند ؟






نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390
همراه اول که قاعدتاً باید به عنوان یک شرکت مخابراتی معظم همواره در صدد ارتقای سطح خدمات خود باشد ، به جای این روند ،‌ جایگاه خود را تا حد یک برگزار کننده مسابقات لاتاری تقلیل داده و با راه اندازی یک شوی موهن ، از مشترکان خود پول های کلان می گیرد!

به گزارش عصرایران ،‌ اخیراً شرکت همراه اول ، با راه اندازی یک "مثلاً مسابقه"‌بین مشترکان خود از آنها می خواهد گزینه صحیح را اس ام اس کنند و به ازای هر بار اس ام اس کردن پاسخ ، مبلغ 364 تومان حساب مشترک را بدهکار می کند.

تا اینجای کار ، ظاهراً  مشکلی وجود ندارد و البته فارغ از این که آیا اساساً یک شرکت مخابراتی و فنی صلاحیت کار فرهنگی آن هم در سطح ملی دارد یا خیر؟ آن را به حساب یک مسابقه فرهنگی ولو با اهداف اقتصادی می گذاریم.

اما قضیه این است که آنچه همراه اول برگزار می کند ،‌ نه یک مسابقه که یک "بخت آزمایی"‌ است چه آن که در یک مسابقه علمی و فرهنگی، آنچه سنجیده می شود سطح دانش شرکت کنندگان است و اشکالی هم ندارد که از شرکت کنندگان هزینه ای بابت شرکت در مسابقه گرفته شود . اما سوالات همراه اول نشان می دهند که مشترکان آن ،‌اساساً با یک مسابقه سروکار ندارند بلکه درگیر یک لاتاری یا بخت آزمایی هستند و تنها چیزی که در این میان اهمیت ندارد ، رقابت بر مبنای دانش است.

به عنون مثال آیا سوالات زیر واقعاً‌می توانند  "سوال های مسابقه" به معنای کامل کلمه باشد؟

"مرکز استان اصفهان کدام است؟"‌
1 -اصفهان
2 -شیراز

یا "اثری باستانی در همدان"‌؟
1 - ارگ بم
2 - غار علیصدر

یا "زبان رسمی ترکیه چیست؟"
1 - ترکی
2 - عربی

و نظایر این ها که پیشتر در جوک ها و طنزها مطرح می شدند ولی امروز وسیله ای برای کسب درآمدهای کلان یک شرکت مخابراتی شده است!

آیا همراه اول واقعاً این ها را به عنوان سوالات علمی و فرهنگی مطرح می کند ؟ اگر این گونه است که رسماً دارد به شعور و درک مردم توهین می کند و اگر این سوالات فقط برای خالی نبودن عریضه و متمایز کردن این اقدام از مسابقات بخت آزمایی است که نامی جز کلاه شرعی ندارد!

اما بدتر از همه این که همراه اول ، پا را از این هم فراتر گذاشته و این بازی مضحک  را به عرصه مقدسات هم کشانده و سوالی را به مشترکان ارسال داشته و پر سیده است:
"نام پدر امام علی (ع)؟"
1 - ابوطالب
2 - حضرت مهدی(عج)
هر چند که بر این باوریم که هدف از این سوال نیز چیزی جز کاسبی نبوده ولی قطعاً کج سلیقگی مستتر در آن را نمی توان نادیده گرفت و به مسوولان همراه اول تذکر نداد که بساط کاسبی شرم آور خود را در جایی جز حریم مقدسات پهن کنید.

جالب اینجاست که این شرکت درست مانند مسابقات بخت آزمایی مشترکان را مدام به ادامه حضور در این بازی و کسب امتیازات بیشتر دعوت می کند. یکی از اس ام اس های مربوطه را ببینید:
شما شاعر هستید ؛‌شاید شما آن کسی باشید که که امشب تلویزیون ال سی دی سامسونگ همراه اول را برنده می شود...

حال این سوال مطرح است که اگر یک شرکت کوچک اقدامی مانند همراه اول را در سطحی محدود - مثلاً‌ در یک شهرستان - انجام می داد و برگه هایی را با این سوالات مضحک بین مردم توزیع می کرد و در قبال هر برگه هم پولی را برای شرکت در مسابقه (لاتاری)‌می گرفت ، آیا مسوولان مربوطه فورا‍ً بساط او را بر نمی چیدند؟ حال چه شده است که کسی با همراه اول به خاطر این قبیل حرکت های ناشایست برخوردی نمی کند؟‌ آیا چون این شرکت ، بزرگ و معروف و پولدار است حاشیه امن دارد و هر کاری خواست می تواند انجام دهد؟

اگر این کار لاتاری و حرام نیست و منع قانونی هم ندارد ، مسوولان محترم اعلام کنند تا بقیه هم بتوانند در این دریا توری بیندازند و در ماهیگیری همراه اول سهیم باشند!


نوشته شده در یکشنبه 1 آبان 1390
شیراز – خبرگزاری مهر : دریاچه مهارلو در ۱۵ کیلومتری شیراز با وسعتی حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع پناهگاهی برای حیات وحش و پرندگان محسوب می شد. مهمترین زیستمندان این تالاب را می توان پرنده هایی نظیر فلامینگو، مرغابی، آنقوت و… دانست که بر اثر خشکسالی رو به نابودی است.



نوشته شده در یکشنبه 24 مهر 1390
از دل و دیده ، گرامی تر هم
آیا هست ؟
- دست ،
آری ، ز دل و دیده گرامی تر :
دست !
زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،
بی گمان دست گرانقدرتر است .
هر چه حاصل کنی از دنیا ،
دستاورد است !
هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ،
دست دارد همه را زیر نگین !
سلطنت را که شنیده ست چنین ؟!
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست !
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست .
در فروبسته ترین دشواری ،
در گرانبارترین نومیدی ،
بارها بر سرخود ، بانگ زدم :
- هیچت ار نیست مخور خون جگر ،
دست که هست !
بیستون را یاد آر ،
دست هایت را بسپار به کار ،
کوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار !
وه چه نیروی شگفت انگیزی است ،
دست هایی که به هم پیوسته است !
به یقین ، هر که به هر جای ، در آید از پای
دست هایش بسته است !
دست در دست کسی ،
یعنی : پیوند دو جان !
دست در دست کسی
یعنی : پیمان دو عشق !
دست در دست کسی داری اگر ،
دانی ، دست ،
چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست ؛
لحظه ای چند که از دست طبیب ،
گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد ؛
نوشداروی شفا بخش تر از داروی اوست !
چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دستٰ
پرچم شادی و شوق است که افراشته ای !
لشکر غم خورد از پرچم دست تو شکست !
دست ، گنجینه مهر و هنر است :
خواه بر پرده ساز ،
خواه در گردن دوست ،
خواه بر چهره نقش ،
خواه بر دنده چرخ ،
خواه بر دسته داس ،
خواه در یاری نابینایی ،
خواه در ساختن فردایی !
آنچه آتش به دلم می زند ، اینک ، هر دم
سرنوشت بشرست ،
داده با تلخی غم های دگر دست به هم !
بار این درد و دریغ است که ما
تیرهامان به هدف نیک رسیده است ، ولی
دست هامان ، نرسیده است به هم !

فریدون مشیری

نوشته شده در یکشنبه 24 مهر 1390
(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  

رهبر انقلاب

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت