تبلیغات
پایگاه خبری بیداری نیوز - مطالب پند آموز

پایگاه خبری بیداری نیوز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

جعبه حدیث

در سرزمین کهن ایران، بر اثر تجربه‌ها و اعمال سلیقه‌ها در طول سالیان دراز تاریخ، غذاها و پختنی‌های گوناگون رسم شده و بوجود آمده که در نزد بسیاری از کشورهای دیگر و حتی مردم سرزمین ما، این غذاها به عنوان غذاهای ملی و سنتی معروف شده‌اند.

نان سنگک از نظر مزه، طعم، هضم و بهداشت و سلا‌مت یکی از بهترین نان های ایرانی است که مورد توجه خانواده مخصوصا در ماه مبارک رمضان قرار دارد. ویژگی این نان پخت آن روی سنگ ریزه های داغ است که به کیفیت آن می افزاید.

در تقویم سالنمای کمیته ‌نانوایان تهران (در 19 اردیبهشت سال 1326 شمسی در تهران چاپ شده) درباره‌ تاریخچه و چگونگی پیدایش نانوایی و نان سنگک این گونه آمده است:

"شاه عباس برای رفاه حال طبقات تهی‌دست و لشگریان خود که غالباً در سفر احتیاج به نان و خورش موقت و فوری داشتند و لازم بود به هر شهری می‌رسند نانواهایی باشند که بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهیه نمایند و غذایی باشد که خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل این مشکل را از "شیخ بهایی" که از اجلّه‌ علما و دانشمندان ایران بود خواست. شیخ بهایی نیزبا تفکر و تعمق تنور سنگکی را ابداع نمود."

این اختراع به قدری با دقت و هوشیاری طراحی و عملی شده که پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اولیه پخته می شود و نانی که از تنور سنگکی بدست می‌آید، محبوب ترین نان ایرانی است.

برخی نقل ها نیز قدمت نان سنگک را قبل از ورود اسلام به ایران و در زمان پادشاهان ساسانی می دانند.


نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد 1391
هفته نامه "ایران ما" در دهه ۱۳۲۰ به صاحب امتیازی و سردبیری خانم فاطمه تفضلی، هر جمعه منتشر می شد. در سال ۱۳۲۷ این هفته نامه در یکی از شماره های خود ، قسمتی از نامه آیت الله طباطبایی، از روحانیون مشروطه خواه، خطاب به مظفرالدین شاه را ، با این تیتر منتشر کرده: "امروز این نامه دوباره باید تکرار شود."

پاسخ کوتاه مظفرالدین شاه به این نامه هم قابل تامل است. متن منتشر شده در هفته نامه "ایران ما" را در زیر می خوانید:

شرح زیر قسمتی از نامه ایست که شادروان طباطبایی به مظفرالدین شاه نوشته است.

... اعلی حضرتا!

مملکت خراب و رعیت پریشان و گدا، دست تعدی حکام و مامورین به مال و عرض و جان رعیت دراز، ظلم حکام و مامورین اندازه ندارد. از مال رعیت هرقدر میلشان اقتضا کند می برند. قوه غضب و شهوتشان به هر چه میل کند از زدن و کشتن و ناقص کردن اطاعت می کنند. این عمارت و مبل ها و وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شده، تمام مال رعیت بیچاره است. این ثروت همان فقرای بی مکنت اند که اعلی حضرت بر حالشان مطلعید. در اندک زمان از مال رعیت صاحب مکنت و ثروت شده اند.

پارسال دخترهای قوچانی را که در عوض ۳ ری گندم مالیات که نداشته اند بدهند، گرفته و به ترکمن ها و ارامنه عشق آباد به قیمت گزاف فروختند، هزار رعیت قوچانی از ظلم به خاک روس فرار کردند.

هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مامورین به ممالک خارجه هجرت کرده، به حمالی و فعلگی گذران می کنند و در ذلت و خواری می میرند. حال این مردم را از ظلم ظلمه به این مختصر عریضه ممکن نیست. تمام این قضایا را از اعلی حضرت مخفی می کنند و نمی گذارند اعلی حضرت مطلع شده، در مقام چاره ای به سر آیند.

حالت حالیه این مملکت اگر اصلاح نشود، عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد. البته اعلی حضرت راضی نمی شوند در تاریخ نوشته شود در عهد همایونی ایران به باد رفت، اسلام ضعیف و مسلمین ذلیل شدند.

اعلی حضرتا!

تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن به داد عامه برسند و شاه و گدا در آن مساوی باشد، رفع خواهد کرد. فوائد این مجلس را اعلی حضرت همایونی بهتر از همه می دانند. مجلس اگر باشد این ظلم ها رفع خواهد شد و خرابی ها آباد خواهد شد. خارجه طمع به مملکت نخواهد کر، سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد، فلان محل را روس نخواهد خورد، عثمانی تعدی به ایران نمی تواند بکند.

وضع نان و گوشت که قوت غالب مردم است و مابه الحیات خلقند، بسیار مغشوش و بد است. بیشتر مردم از این دو محرومند. اعلی حضرت همایونی اقدام به اصلاح این دو فرمودند، بعضی خیرخواهان حاضر شدند، افسوس آن ها که روزی مبلغی گزاف از خباز و قصاب می گیرند، نمی گذارند این مقصود حاصل و مردم آسوده شوند.

حال سرباز که حافظ دولت و ملت است بر اعلی حضرت مخفی است. جزئی جیره و مواجب هم به آن ها نمی دهند. پیش تر به عملگی و فعلگی قوتی تحصیل می کردند، آن را هم قدغن نمودند و همه روزه جمعی از آن ها از گرسنگی می میرند. برای دولت نقصی از این بالاتر تصور نمی شود.

در زاویه حضرت عبدالعظیم ۳۰ روز با کمال سختی گذراندیم تا دستخط همایونی در تاسیس مجلس مقصود، صادر شد. شکرها به جا آوردیم، به شکرانه مرحمت چراغانی کرده، جشن بزرگی گرفته شد. به انتظار انجام مضمون دستخط مبارک روز می گذراندیم، اثری ظاهر نشد.

همه را به طفره گذرانده، بلکه صریحا می گویند این کار نخواهد شد و تاسیس مجلس منافی سلطنت است. نمی دانند سلطنت صحیح بی زوال با بودن مجلس است. بی مجلس، سلطنت بی معنی و در معرض زوال است.

... به این نامه پاسخی رسید نزدیک به این مضمون:

"جناب سید محمد مجتهد، نامه شما را خواندیم. به اتابک می سپاریم که خواسته های شما را به انجام برساند. شما هم در وظایف خود کوتاهی ننمائید و به دعاگویی بپردازید و هر آینه "اشرار و الواط" را به اندرز خاموش گردانید و شورش و آشوب را فرونشانید و چنان نکنید که خشم ما همگی را فراگیرد."

منبع: کتاب سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی

مولف داود علی بابایی

نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر 1391

پیامک های تبلیغاتی این روزها به یکی از ابزارهای نسبتا ارزان قیمت تبلیغاتی تبدیل شده وگاهی که منتظر خبر مهمی هستید این پیامک‌ها آدم را کلافه می‌کند.

در ادامه روشهای غیرفعال سازی دریافت اس‌ام‌اس های تبلیغاتی در اپراتورهای ایرانسل و همراه اول بیان می‌شود.

برای ثبت درخواست عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی در ایرانسل می توانید عدد ۲ را به شماره ۵۰۰۵ ارسال نمایید (هزینه ارسال پیامک به این شماره رایگان است)

و یا می توانید از طریق خط ایرانسل خود با شماره ۷۰۰ تماس گرفته و پس از برقراری ارتباط با اپراتور درخواست خود را مبنی بر عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی ابراز نمایید.

همراه اول: همچنین برای ثبت درخواست عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی همراه اول می‌بایست با شماره تلفن ۰۹۹۹۰ تماس گرفته و پس از برقراری ارتباط با اپراتور درخواست خود را مبنی بر عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی ابراز نمایید.



نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد 1391
حجت الاسلام محمدعلی ابطحی در اعتماد نوشت:

فردا مصادف با سالگرد شهادت دهمین امام شیعیان، حضرت امام علی النقی علیه السلام است. شیعیان در طول تاریخ، از گذشته تا آینده همواره با افتخار نام و یاد امامان معصوم را به عنوان بزرگترین سرمایه بقای دینی ومذهبی‪، گرامی داشته وخواهند داشت. دوازده امام شیعیان که بنا به نصوص مذهبی همگی نور واحدی هستند و در یک سطح وشان هستند، از مقدسات اصیل شیعه هستند که در هیچ شرایطی در طول تاریخ ارج واهمیتشان کاسته نشده است و همیشه هویت آنان بوده است. البته این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که متاسفانه علیرغم آن که شیعیان میزان ارادتشان به همه ائمه در یک سطح بوده است، اما بعضی از معصومان مثل امام نقی (ع) کمتر مورد توجه سخنگویان و واعظان بوده است و از زندگی آنان اطلاع کمتری در اختیار مردم قرار گرفته است. کسانی که با نهاد دینی اسلام و شیعه مخالف بوده اند، در طول تاریخ تلاش داشته اند که دین را از فرهنگ جامعه اسلامی وایرانی حذف کنند و هرچه زمان گذشته است این نهاد عمیق تر شده است. گاهی از بعضی عملکردها بنام دین، دلزدگی هایی وجود داشته است اما هروقت اصل نهاد دین و مذهب وامامان و سایر مقدسات از سوی لایه های پیچیده مخالفان اعتقادی مردم مورد هجوم قرار گرفته است، توجه پنهان جامعه به این مقدسات آشکارتر و راسخ تر شده است. امام دهم شیعیان زندگی پر حادثه ای داشته است. در نوجوانی امامت به ایشان منتقل شد. امام جوان شیعیان در مدینه زندگی میکرد. و فعالانه به عنوان مرجع اعتقادی به سئوالات وشبهات شیعیان پاسخ می داد. حاکمیت غاصب عباسی که بنام اسلام حکومت میکردند، همواره امامان را خطر اصلی در برابر خود می دیدند. در دوران امام هادی مرکزیت حکومت عباسی به جنوب عراق در حوالی شهر سامره امروزی منتقل شده بود. فاصله مدینه و جنوب عراق زیاد بود. گزارشهای مداوم از مدینه به مرکز حکومت میرسید که امام علی النقی، محور فکری جامعه شده است. عباسیان که به شدت از هر نوع سخن متفاوتی با خط مشی خود، در هراس بودند، به این جمع بندی رسیدند که حضرت امام نقی را نباید آرام بگذارند و از فاصله دور هم نمی شد امامی را که مردم باور به عصمت او داشتند، کنترل کنند. شدت مکاتبات و مراجعات مردم به امام هادی خیلی اوج گرفته بود. بریحه العباسی، نماینده متوکل وقتی احساس خطر کرد طی نامه ای به متوکل نوشت اگر میخواهی همچنان مکه ومدینه را جزئی از حکومتت بشناسی باید فکر سریعی برای امام هادی داشته باشی. بعد از این نامه متوکل لشکر سیصد نفری به سرکردگی یحیی ابن هرثمه را به مدینه فرستاد و دستور داد که قبل از هرچیز باید منزل امام هادی مورد تفتیش دقیق قرار گیرد. گزارشهایی از جمع آوری اسلحه به پایتخت ارسال شده بود. وقتی این مجموعه وارد مدینه شدند، مردم چنان ارادتی به امام نقی داشتند که بنا به نقل مسعودی وابن جوزی، شهر یک پارچه مقاومت و شیون وفریاد شد. اما هیئت اعزامی بی توجه به افکار عمومی وارد منزل امام شدند و پس از تفتیش وقتی خواستند امام را به تبعیدگاه ببرند، در برابر مقاومت مردم، ابن هرثمه توضیح داد و به مردم اطمینان داد که متوکل هیچ قصد سوئی ندارد و میخواهد از وجود ایشان در کنار خودش بهره ببرد. وقتی امام علی النقی را با این ترفند حرکت دادند و به نزدیک سامرا رسیدند، از ترس اطلاع مردم، یک روز ایشان را در نزدیکی سامرا نگه داشتند تا پس از آن مخفیانه آن امام همام را به منزلی در حصر و تبعید ببرند و تمهیداتی بیاندیشند که کسی از وجود ایشان مطلع نشود.اما علیرغم همه این احتیاطات امنیتی، در طول هفت سالی که امام درمرکز حکومت در حصر بود، بارها به حاکم گزارش می دادند که امام هادی در منزل خود به جمع آوری سلاح وایجاد ارتباط مشغول است. حکام عباسی هم که به دلیل عدم پشتوانه مردمی هر لحظه خود را درمعرض خطر می دیدند، چندین بار به دستور خلیفه به صورت ناگهانی به محل حصر امام هجوم می بردند و امام را در هر حالی که بود پیش حاکم می بردند. اما هردفعه تیرشان به سنگ میخورد. معنویت امام هادی حتی در دوران حصر به اندازه ای در داخل شهر نفوذ کرده بود، که یکبار وقتی جاسوسان گزارش دادند که در منزل امام مقدار معتنابهی پول وجود دارد و ماموران یورش بردند و پول را با امام به پیش خلیفه بردند، دیدند که پول دست نخورده است و روی پاکت پول مهر امضای مادر متوکل قرار دارد. وقتی از مادرش ماجرا را پرسید، معلوم شد که مادر خلیفه، برای سلامتی خلیفه پول نذر امام هادی کرده است. به همین دلیل وقتی بنا به روایاتی به امام سم خوراندند، جنازه امام را که بر دوش امام عسکری از منزل خارج نمودند، کل شهر سامرا که لابد خلیفه گمان میکرد که کسی از وجود امام اطلاع ندارد، به ضجه وناله در آمد. شهادت امام دهم بر همه شیعیان تسلیت باد که همیشه امام معصوم ومحترم در دل ها باقی خواهد ماند.‬‬




نوشته شده در پنجشنبه 4 خرداد 1391
جالب است که این نامه دروغین در مقدمه چند کتاب هم منتشر شده و به آن استناد می شود. به ویژه بخش مربوط به برهنگی در آن و توصیه اخلاقی چارلی چاپلین به دختر رقاصه اش جرالدین مورد توجه همگان قرارگرفته است. جالب این که این نامه به چند زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی، آلمانی و ترکی استانبولی ترجمه شده است. 

 «فرج‌الله صبا» روزنامه‌نگار کهنه کار و نویسنده این مطلب تاثیرگذار بارها با ابراز ندامت و پشیمانی از مخاطبان نشریه خود به دلیل این دروغ بزرگ عذرخواهی کرده است اما همچنان این نامه بدون هویت نقل قول و دست به دست می گردد. 

این نامه با چنان تبحری نگاشته شده که جای هیچ شک و شبهه ای را به خواننده مطلب نمی دهد و این حس را به هر خواننده می دهد که این نامه ساخته و پرداخته کسی غیر این بازیگر طنزپرداز نیست. 

ماجرا به سال های دهه پنجاه در تحریریه مجله روشنفکر برمی گردد. فرج اله صبا می‌گوید: «سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگی ها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشته های فانتزی به چاپ برسد. به هر حال می‌خواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی، هر هفته، نامه هایی فانتزی به چاپ می رسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن می کرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا این قدر تکراری اند؟» 

گفتند: «اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرت مان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله ای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه ای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار می‌آورد که زود باش باید صفحه ها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه “فانتزی” از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال شد.» 

بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع شد: «آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمه اش می کردند، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند، جلوی دانشگاه آن را می فروختند، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد. حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من است، ریشخندم کردند که چه می گویی؟ ما نسخه انگلیسی اش را هم دیده ایم!» 

این نامه غیر واقعی علاوه بر دریافت مجوز انتشار در کتاب های متعدد از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال گذشته در نمایشگاه عفاف و حجاب مصلای بزرگ تهران توسط معاونت فرهنگی وزارت کشور به عنوان یکی از مستندات زشتی برهنگی به نمایش عموم گذاشته شده بود. 

نوشته فرج اله صبا با عنوان “نامه چارلی چاپلین به دخترش” را در زیر بخوانید: 

برهنگی بیماری عصر ماست 

جرالدین دخترم! دنیایی که تو در آن زندگی می کنی، دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه لیزه بیرون می آیی، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن. حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار… 

با این آخرین پیام نامه را پایان می بخشم. انسان باش، پاک دل و یکدل؛ زیرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. 

دخترم جرالدین! از تو دورم، ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمیشود.تو کجایی؟ در پاریس، روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه؟ این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدم هایت را می شنوم. شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است. 

جرالدین! در نقش ستاره باش و بدرخش، اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گل هایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت هوشیاری داد بنشین و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمان ها ببرد. به آسمان ها برو ولی گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن؛ زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهایشان از بی نوایی می لرزد و هنرنمایی می کنند. من خود یکی از ایشان بوده ام. 

جرالدین دخترم! تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنیدنی است. 

داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد، داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام. من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند حرفی نباید زد. به دنبال نام تو نام من است: “چاپلین” 

جرالدین دخترم! دنیایی که تو در آن زندگی می کنی،دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه لیزه بیرون می آیی، آن ستایش گران ثروتمند را فراموش کن. حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار. به نماینده خود در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرج های تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرج های دیگر باید صورت حساب ان را بفرستی. 

دخترم جرالدین گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بیوه، کودکان یتیم را بشناس و دست کم روزی یک بار بگو: من هم از آنان هستم. تو واقعا یکی از آنان هستی و نه بیشتر. هنر قبل از اینکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را می شکند . وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم. آنجا بازیگران همانند خویش را خواهی دید که از قرن ها پش زیبا تر از تو، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو هنرنمایی می کنند. اما در آنجا از نور خیره کننده تئاتر شانزه لیزه خبری نیست. 

دخترم جرالدین! چکی سفید امضا برایت فرستاده ام که هر چه دلت می خواهد بگیری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو: سومین فرانک از آن من نیست. این مال یک مرد فقیر و گمنام است که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جست و جو لازم نیست. این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون پول، این فرزند بی جان شیطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سیرک زیسته و همیشه و هر لحظه برای بند بازان روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده بیشتر از بند بازان ریسمان نا استوار سقوط می کنند. 

دخترم جرالدین! پدرت با تو حرف می زند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب بدهد و آن شب است که این الماس، آن ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زیبای یک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفریبد آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. همیشه بند بازان ناشی سقوط می کنند از این رو دل به زر و زیور نبند. بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یک دل باش و به راستی او را دوست بدار. معنی این را وظیفه خود در قبال این موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد. او از من بهتر معنی عشق را می داند. او برای تعریف “عشق “که معنی آن “یک دلی” است شایسته تر از من است. 

دخترم هیچ کس و هیچ چیز دیگر در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد. دختری ناخن پای خود را برای آن عریان می کند. برهنگی بیماری عصر ما است. به گمان من تن تو، باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است. حرف بسیار برای تو دارم، ولی به وقت دیگر می گذارم و با این آخرین پیام نامه را پایان می بخشم. انسان باش، پاک دل و یکدل، زیرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. «پدر تو، چارلی چاپلین»



نوشته شده در پنجشنبه 4 خرداد 1391
به نقل ازمهر،آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی صبح پنج‌شنبه در دیدار با اعضای ستاد سی و سومین سالگرد شهادت علامه شهید مرتضی مطهری اظهار داشت: استقلال فکری که در آیت الله شهید مرتضی مطهری وجود داشت در علی مطهری نیز مشاهده می‌شود.

وی در ادامه با بیان اینکه ما امروز نیاز داریم اهداف اسلام را به جهانیان عرضه داریم بیان کرد: برگزاری مراسم‌های سالگرد نیز برای بیان اهداف اسلام است.

استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم در ادامه با تاکید براینکه شهید مطهری شخصیت جامعی داشت عنوان کرد: ایشان از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول و فلسفه جامعیت قابل توجه‌ای داشت و به همین دلیل آثارش در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار است.

این مرجع تقلید با تاکید براینکه شهید مطهری فردی زمان‌شناس بود عنوان کرد: مسئولیتی که زمان بر عهده‌اش می‌گذاشت را به خوبی انجام می‌داد.

وی فداکاری را از دیگر خصیصه‌های این شهید بزرگوار دانست و بیان کرد: ایشان وقتی دیدند که دانشگاه به سمت دانشگاه‌های غربی در حرکت هستند احساس کرد که حضورش در دانشگاه ضروری است و همین امر باعث شد تا قم را‌‌ رها کرده و به تهران برود که این امر تاثیر زیادی نیز داشت.

استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم ادامه داد: اگر بخشی از دانشگاهیان در انقلاب با هم هماهنگی داشتند بخشی از آن بواسطه فعالیت‌های شهید مطهری و شهید بهشتی و امثال این افراد بود که شهید مطهری در این زمینه پیشگام بود.

وی مسلح بودن به قلم و بیان را از دیگر ویژگی‌های برجسته شهید مطهری عنوان کرد و گفت: ایشان از این دو ویژگی برای دفاع از اسلام و تشیع استفاده می‌کرد.

آیت الله مکارم شیرازی در ادامه با پیشنهاداتی به ستاد گرامیداشت سی و سومین سالگرد شهید مطهری اظهار کرد: در سایتی که رونمایی می‌کنید مقید نباشید که تنها از آثار و مطالب شهید مطهری استفاده شود بلکه می‌توان در این زمینه از مطالب کسانی نیز که در راستای تفکر شهید مطهری مطالب خوبی دارند استفاده کنید.

وی در ادامه با اشاره به بهره‌مندی از رسانه‌ها برای اطلاع رسانی بیان داشت: باید فعالیت‌هایی که در زمینه‌ای مختلف انجام می‌دهید اطلاع رسانی شود.

نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391
موضوع: پند آموز -

پیام جدید آیت الله وحید خراسانی به شیعیان: مملکت اگر مملکت شیعه است، روز شهادت زهرا(س) باید یکپارچه شیون باشد 

 آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) در مسجد اعظم قم و در درس خارج فقه ضمن بیاناتی وظیفه مسلمانان را در عزای فاطمه زهرا (س) به طور عام و شیعیان به طور خاص بیان کرد و به فرمایش رسول خدا (ص) اشاره نمود که آن حضرت فرمود : «اول شخص یدخل الجنة فاطمة ».

او 




سپس ضمن توضیح در مورد اسناد حدیث مذكور بیان کرد: از آنجا كه اولین شخص كه وارد بهشت می شود حضرت خاتم (ص) است ایشان می خواهد به دنیا بفهماند كه آن كس كه اول داخل بهشت می شود من هستم منتهی در قالب زهرا (س).

به گزارش شفقنا، مرجع بزرگ شیعیان اظهار کرد كه بر اساس فرموده قرآن، پیامبر (ص) كسی است كه «ماینطق عن الهوی» (یعنی از روی هوی سخن نمی گوید) و آن حضرت بر اساس اسناد مورد اتفاق عامه و خاصه فرموده است: «فاطمه بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی فمن ابغضنی فقد ابغض الله» . (فاطمه پارة تن من است هركس اورا بیازارد مرا آزرده است و هركس مرا بیازارد خدا را آزرده است).

او پس از توضیحات مبسوط علمی در خصوص حدیث مذكور گفت: چون حضرت فاطمه (س) پاره ای از پیامبر(ص) است پس روز شهادت حضرت زهرا (س) روز شهادت خاتم الانبیاء (ص) است و روزی است كه باید جنازه پیامبر(ص) تشییع شود.

وحید خراسانی خطاب به همه مسلمانان به ویژه شیعیان بیان کرد: هر مسلمانی كه به خدا و پیامبر(ص) ایمان دارد باید رفتارش در روز سوم جمادی الثانی با عزای فاطمه زهرا(س) همان رفتاری باشد كه در عزای رحلت رسول خدا (ص) انجام می دهد.

آیت الله العظمی وحید خراسانی در بخش مهم بیانات خود شیعیان را مورد خطاب قرار داد و وظیفه ویژه ای به آنها اختصاص داد بدین بیان كه مملكت اگر مملكت شیعه است روز سوم جمادی الثانی باید یكپارچه شور و شیون باشد باید آتشی در عزای زهرا (س) برپا شود. اگر امیرالمومنین (ع) با شنیدن خبر شهادت همسرش غش كرد مملكت علی (ع) باید چه كند!



نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

رهبر انقلاب

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت